مهران امیرحسینی استاد دانشگاه و فعال سیاسی و گردشگری در یادداشتی نوشت: در نگاه نخست، گردشگری صنعتی مرتبط با سفر، اوقات فراغت و تجربههای فرهنگی به نظر میرسد، اما در سطوح عمیقتر، این صنعت میتواند نقشی بسیار فراتر از یک فعالیت اقتصادی ایفا کند. در بسیاری از کشورها، گردشگری بخشی از ظرفیت «قدرت نرم» و حتی ابزاری برای تقویت تابآوری ملی محسوب میشود. به همین دلیل پیوند میان سیاست و گردشگری در دهههای اخیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. این پیوند زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک کشور در معرض بحرانها، فشارهای خارجی یا تهدیدهای امنیتی قرار گیرد؛ شرایطی که در آن حفظ امید اجتماعی، پویایی اقتصادی و انسجام ملی به یک ضرورت حیاتی تبدیل میشود.
تجربه جهانی نشان میدهد صنعت گردشگری بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی به تحولات سیاسی و امنیتی حساس است. جنگها، تنشهای منطقهای، بیثباتیهای سیاسی و حتی بحرانهای بهداشتی جهانی میتوانند در مدت کوتاهی جریان سفر را متوقف کنند. همهگیری کووید-۱۹ نمونهای روشن از این واقعیت بود. طبق گزارش سازمان جهانی گردشگری، در سال ۲۰۲۰ شمار گردشگران بینالمللی در جهان حدود ۷۴ درصد کاهش یافت؛ کاهشی بیسابقه که میلیونها شغل در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داد. این تجربه به دولتها یادآوری کرد که گردشگری اگرچه آسیبپذیر است، اما در عین حال میتواند با سیاستگذاری درست به ابزاری مهم برای بازسازی اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود.
در شرایطی که کشور ما نیز با تهدیدها و تهاجمهای بیرونی مواجه است، اهمیت این موضوع بیش از گذشته نمایان میشود. در چنین مقاطعی، جامعه بیش از هر چیز به حس همبستگی، اعتماد و امید نیاز دارد. دفاع از وطن تنها در میدانهای نظامی معنا پیدا نمیکند، بلکه مفهومی گستردهتر دارد که شامل حفظ پویایی اقتصادی، حمایت از فعالیتهای اجتماعی و تقویت روحیه ملی نیز میشود. هر شهروند در هر جایگاهی میتواند سهمی در این مسیر داشته باشد. توجه به گردشگری داخلی، سفر در داخل کشور و حمایت از فعالان این حوزه نیز میتواند بخشی از همین مسئولیت جمعی در پاسداری از زندگی و اقتصاد ملی باشد.
صنعت گردشگری به طور طبیعی به احساس امنیت و آرامش روانی جامعه وابسته است. حتی زمانی که زیرساختهای یک مقصد گردشگری همچنان پابرجاست، کوچکترین تردید در ذهنیت امنیتی جامعه میتواند تقاضای سفر را کاهش دهد. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که در دورههای بحران، سفرهای غیرضروری نخستین فعالیتی است که مردم آن را به تعویق میاندازند. نتیجه این روند، رکود در هتلها، آژانسهای مسافرتی، شرکتهای حملونقل، راهنمایان گردشگری و صدها کسبوکار محلی است که معیشت آنها به صنعت سفر وابسته است.
با این حال، همین صنعت آسیبپذیر میتواند به یکی از ابزارهای احیای امید اجتماعی تبدیل شود. سفر تنها یک تفریح ساده نیست؛ بلکه تجربهای است که انسان را با تاریخ، فرهنگ و جغرافیای سرزمین خود پیوند میدهد. هنگامی که مردم فرصت مییابند شهرها، روستاها و مناطق مختلف کشور خود را ببینند، درک عمیقتری از گستره فرهنگی و تاریخی آن پیدا میکنند. این تجربه مشترک میتواند حس تعلق به سرزمین و احساس مسئولیت نسبت به آینده آن را تقویت کند.
از این منظر، گردشگری داخلی صرفاً یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه میتواند به تقویت هویت ملی نیز کمک کند. ایران سرزمینی با تنوع فرهنگی و جغرافیایی گسترده است؛ از جنگلهای شمال تا سواحل جنوبی، از کویرهای مرکزی تا رشتهکوههای زاگرس و البرز و از شهرهای تاریخی تا روستاهای کمتر شناختهشده، هر بخش از این سرزمین بخشی از روایت تمدنی ایران را در خود جای داده است. سفر به این مناطق فرصتی فراهم میکند تا شهروندان کشور با تنوع فرهنگی یکدیگر آشنا شوند و پیوندهای اجتماعی میان اقوام و مناطق مختلف تقویت شود.
چنین فرایندی به شکلگیری سرمایه اجتماعی کمک میکند؛ سرمایهای که در شرایط بحران و فشارهای خارجی اهمیت دوچندان پیدا میکند. جامعهای که میان اعضای آن اعتماد، ارتباط و همدلی وجود داشته باشد، در مواجهه با تهدیدها مقاومتر خواهد بود. گردشگری به دلیل ماهیت ارتباطی و تجربهمحور خود، یکی از مسیرهای تقویت همین سرمایه اجتماعی است. سفر زمینهای برای گفتوگو، شناخت متقابل و تجربههای مشترک فراهم میکند و همین تجربهها میتواند پیوندهای اجتماعی را عمیقتر سازد.
در سطح سیاستگذاری کلان نیز گردشگری نقشی فراتر از یک فعالیت اقتصادی دارد. بسیاری از کشورها در سالهای اخیر به این نتیجه رسیدهاند که توسعه گردشگری میتواند به بهبود تصویر بینالمللی کشورها کمک کند. در دنیای امروز، برداشت ملتها از یکدیگر تنها بر اساس اخبار سیاسی شکل نمیگیرد، بلکه تجربههای فرهنگی و انسانی نیز در شکلگیری این تصویر نقش مهمی دارند. گردشگری یکی از مهمترین مسیرهای شکلگیری چنین تجربههایی است.
هر گردشگری که وارد یک کشور میشود، نه تنها از جاذبههای طبیعی یا تاریخی آن بازدید میکند، بلکه با مردم، سبک زندگی، فرهنگ و ارزشهای آن جامعه نیز آشنا میشود؛ این آشنایی میتواند بسیاری از کلیشهها و سوءبرداشتها را کاهش دهد. در بسیاری از موارد، تجربه مستقیم سفر میتواند تصویری متفاوت و واقعیتر از یک کشور در ذهن بازدیدکنندگان ایجاد کند.
به همین دلیل در ادبیات سیاستگذاری معاصر از گردشگری به عنوان بخشی از «امنیت نرم» یاد میشود. امنیت نرم بر پایه اعتماد اجتماعی، تعامل فرهنگی و پویایی اقتصادی شکل میگیرد. کشوری که جامعهای فعال، اقتصادی پویا و فرهنگی قابل معرفی به جهان داشته باشد، از ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها برخوردار خواهد بود. گردشگری میتواند یکی از ابزارهای تقویت همین ظرفیت باشد.
ایران از نظر تاریخی و فرهنگی یکی از غنیترین کشورهای جهان به شمار میرود. وجود دهها اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، تنوع اقلیمی کمنظیر و پیشینه تمدنی چند هزار ساله، ظرفیتهایی فراهم کرده است که در صورت برنامهریزی درست میتواند به پایههای یک صنعت گردشگری قدرتمند تبدیل شود. علاوه بر آن، مهماننوازی مردم ایران و تنوع آیینها و سنتهای فرهنگی نیز از جمله ویژگیهایی است که میتواند تجربهای متفاوت برای گردشگران داخلی و خارجی ایجاد کند.
با این حال، بهرهگیری از این ظرفیتها نیازمند نگاه راهبردی در سیاستگذاری است. گردشگری زمانی میتواند به موتور توسعه تبدیل شود که به عنوان بخشی از برنامه توسعه ملی مورد توجه قرار گیرد. توسعه زیرساختهای حملونقل، ارتقای کیفیت خدمات گردشگری، آموزش نیروی انسانی متخصص و حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی از جمله اقداماتی است که میتواند به تقویت این صنعت کمک کند.
همچنین تنوعبخشی به انواع گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. گردشگری فرهنگی، طبیعتگردی، گردشگری مذهبی، گردشگری سلامت و گردشگری روستایی هر یک میتوانند بخشهای مختلفی از ظرفیتهای کشور را فعال کنند. چنین رویکردی علاوه بر رونق اقتصادی، موجب توزیع متوازنتر فرصتهای اقتصادی در مناطق مختلف کشور نیز خواهد شد.
در کنار این اقدامات، معرفی درست ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری ایران نیز اهمیت فراوانی دارد. در جهانی که رسانهها نقش مهمی در شکلدهی به تصویر کشورها دارند، ارائه روایتهای واقعی و متوازن از ایران میتواند نگاه بسیاری از مردم جهان را تغییر دهد. هر گردشگری که ایران را از نزدیک تجربه میکند، در واقع به حامل یک روایت فرهنگی تبدیل میشود؛ روایتی که میتواند تصویری انسانیتر و واقعیتر از این سرزمین ارائه دهد.
در نهایت، پیوند میان سیاست و گردشگری را باید در چارچوب منافع بلندمدت ملی درک کرد. توسعه گردشگری میتواند همزمان به تقویت اقتصاد، افزایش امید اجتماعی، تحکیم هویت ملی و گسترش تعاملات فرهنگی با جهان کمک کند. در شرایطی که کشور با فشارها و تهدیدهای بیرونی مواجه است، حفظ وفاق ملی و حمایت از اقتصاد داخلی اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
دفاع از وطن تنها در میدانهای سخت تعریف نمیشود. پاسداری از اقتصاد ملی، حفظ پویایی اجتماعی و تقویت پیوندهای فرهنگی نیز بخشی از همین مسئولیت جمعی است. گردشگری، اگر با نگاه راهبردی و مبتنی بر منافع ملی توسعه یابد، میتواند به یکی از ستونهای مهم تابآوری کشور تبدیل شود؛ ستونی که از مسیر فرهنگ، اقتصاد و ارتباطات انسانی، به تقویت امید اجتماعی و شکلگیری آیندهای امنتر و پایدارتر برای ایران کمک میکند.
انتهای پیام/

نظر شما